مکان:
موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره
پرسش اصلي در موضوع تحول در علوم انسانی، پرسش از چگونگی تحول میباشد كه منجر به شکلگیری علم جديد اسلامی خواهد شد. منظور از «تحول در علوم انسانی» اين است كه چگونه میتوان به علوم انسانی اسلامی دست یافت؟ در «اسلامی شدن علوم انسانی»، بهويژه رويكرد تأسيسي، توجه به اين نكته ظريف ضروري است كه هر علمی دارای یک زیربنا و یک روبناست. ازاينرو، تحول بنيادين در علوم انسانی با هدف دستیابی به علم ديني جديد، از طریق ایجاد تحول در زیربنا و نوسازی روبنای متناسب با آن ميباشد؛ يعني بايد مباني علوم موجود، متناسب با جهانبيني اسلامي تغيير يابد. مباني يا همان زيربناي مجموعه معارف ناب قرآن و اهل بيتعلیهمالسلام و علوم عقلی، فلسفه اسلامی ميباشد. البته در تأسيس علم جديد بايد پیوند معارف ناب و تعالیم اسلامی و علوم عقلی منجر به تولید علم جديد و مورد نیاز شود.
فرايند تأسيس علوم انساني اسلامي، همان فرايند شكلگيري علوم انساني معاصر است و تنها تفاوت آندو، در پشتوانههاي متافيزيكي است؛ يعني علوم انساني اسلامي، به منزله علومي از سنخ «دانش تجربي»، بايد در چنين فرايندي تكوين يابند و با صفت «اسلامي»، بايد داراي پشتوانه متافيزيكي و برخوردار از انديشه اسلامي باشند. البته در اين فرآيند، نگاه نقادانه، عالمانه و روشمند برای تشخیص تجارب مثبت و منفی دیگران لازم است. اين نقد، بايد مبتني بر پایگاه علوم انسانی اسلامی و نيز موضوعات، اهداف، غايات، مسائل و روشهای مورد تأیید اين علوم باشد.
بهطوركلي، رويكردهاي «تأسيسي» علم ديني، به دو دسته مبناگرا و فرامبنا تقسيم ميشوند. رويکرد فرامبناگرا بر برداشت مستقيم از منابع ديني و بر ارتباط متقابل علم، عالِم و عالَم اصرار دارد؛ زيرا وقتی علم مدرن متأثر از هويت انسان مدرن و الزامات مدرنيته است، علم ديني نيز بايد صرفاً توسط عالِم ديندار و در عالَم ديني توليد شود. در مجموع، در نظريات فرامبنا سه رويكرد روشي مطرح ميشود: روش عرفاني و كشف حقايق از منابع وحياني، دادن نقش محوري به روش نقلي و تأكيد بر روش عقلي با قرائت قرآني از تعقل. اين پژوهش به بررسي مجموعه نظريات فرامبنا، ذيل رويكرد تأسيسي با تأكيد بر ديدگاه علم ديني از منظر حضرات آيات جوادي عاملی و مصباح ميپردازد.